برگزاری جشن میلاد حضرت علی(ع)
به گزارش روابط عمومی سازمان جهاد دانشگاهی علومپزشکی تهران، دکتر مسعود حبیبی، رئیس سازمان جهاد دانشگاهی علومپزشکی تهران در جشن میلاد حضرت علی (ع) که عصر سهشنبه، 3 بهمن ماه به همت روابط عمومی این سازمان برگزار شد؛ اظهار کرد: خانواده، همسر و فرزندان به عنوان بزرگترین مولفههای زندگی هر فردی به حساب میآید؛ اگر انسانها به تکریم خانواده خود توجه کنند موجب اعتلای جامعه نیز میشوند.
وی با بیان اینکه آثار و نوشته عرفانی متعددی از شهید چمران به یادگار باقیمانده است، گفت: ایشان یک انسان والا و ارزشمند بود که حضرت امام از ایشان بعنوان عارف کامل یاد کردن و امیدواریم که بتوانیم که این انسان کامل را سرلوحه و الگو خود قرار دهیم.
رئیس سازمان جهاد دانشگاهی علومپزشکی تهران در ادامه این مراسم، بخشی از دلنوشته شهید مصطفی چمراه را خواند. در این دلنوشته آمده است:
« خدايا در دنياي انسانها ، آدمي بزرگتر و کاملتر و بهتر از علي نميشناسم ولي حتي او را در مبارزات حيات پيروزي نبخشيدي و حکومت عدل و دادش را زير تازيانه هاي ظلم و ستم و فساد معاويه خرد کردي و اجازه ندادي که نهال عدل و آزادي و انسانيت بشکفد و حکومت حق لااقل به دست علي بر ظلمت کفر، جهل و ظلم پيروز گردد … هيهات !
من چه مي گويم؟ چه انتظار بيجايي دارم؟ چه آرزوهاي شگفت چه ادعاهاي عجيبی!
مگر محمد (ص) پيروز شد ؟ با آن رسالت خدايي ، با آن همه فداکاريها و بعد از آن همه مبارزات سخت و پيروزيهای خيره کننده ، بالاخره به کجا رسيد ، مگر نه اين که قلدران و ستمگران آمدند و به نام محمد حکومتهای ظالمانه نظير قيصر و کسري به پا کردند و بهترين و ارزنده ترين نمونه هاي مکتب محمد (ص) را به خاک و خون کشيدند ؟
حسين ، سرور شهيدان ، بهترين ميوه باغ رسالت و امامت اينچنين ظالمانه به خاک و خون غلطيد زيرا شخصيت پاک و انساني او براي نظام جبار و فاسد و ظالم يزيد غير قابل هضم بود .
در طول تاريخ دراز و پردرد شيعه مدام شاهد قرباني شدن بهترين ميوه هاي تکامل و ارزنده ترين آزادمردان اجتماع بودهايم .
و امروز نيز صحنه پرشوري از نبرد حق و باطل در مقابل ما قرار دارد ، که قهرمانان حق و عدالت در اين معرکه خونين فداکاريها ميکنند و افتخارات بزرگي کسب مينمايند …
اما ميتوان انتظار داشت که ما پيروز شويم و هماي پيروزي بر ما سايه بيفکند ، و ديو ظلم و کفر به زانو درآيد ، و عدل و عدالت بر اجتماع دامن بگسترد و پرچم پرافتخار علي که با خون پاک حسين رنگين شده است بر فراز تاريخ به اهتزاز درآيد ؟ هيهات!
من چنین امیدی ندارم چرا که تاریخ و فلسفه جز این نشان میدهد که ما به پيش مي تازيم تا عروس شهادت را در آغوش بگيريم نه به اميد آن که فقط پيروز شويم. ما مبارزه ميکنيم تا در قربانگاه عشق عاليترين تجلي فداکاري و پرستش را عملاً نشان دهيم و تکامل يابيم نه آن که دستاوردهاي مادي حيات ما را فريفته باشد .
ما به سوي خدا ميرويم تا از همه فرآورده هاي مادي عالم بي نياز گرديم نه آن که خدا را وسيله رسيدن به مصالح شخصي خود کنيم.
بنابراين در کشمکش زندگي ، به سوي پيروزي چشم ندوخته ام ، و به هيچ چيز و هيچ کس اميدي نداشته ام و هيچ گاه سعي نکرده ام که پاکي و نظافت قلبي خود را فداي پيروزي و نجات کنم .
مني که از همه چيز گذشتهام و حتي اميد خود را از پيروزي قطع کردهام ديگر دليلي ندارد که در برابر نظام ها و قدرتها و فشارها و تهديدها و تطميع ها به زانو درآيم ، من از همه چيز آزاد شده ام و پاکي و خلوص خود را به هيچ چيز حتي به نجات و پيروزي نميفروشم.
خدایا تو مرا در امتحانات زیادی پیروز کردهای و فقط موفقیتهای بزرگی بخشیدهای و امتیازات کثیری به من دادهای اما من به یاد دارم که پیش از امتحان در ترس و وحشت بودهام حتی در امتحاناتی که راستی و برتر بودهام و بدون شک بر دیگران امتحانات زیادی داشتهام اما در آن امتحانات هم از ترس و وحشت خالی نبدوهام و ترس از لغزش و وحشت از خطا کو قضا و قدر.
حتی به یاد دارم در مواردی که برتی من حتمی و قطعی بود و انتظار پیروزیهای درخشانی داشتم در همان حال بیشتر میشد زیرا که یک لحظه غفلت من موجب سقوط از امتیازات فکری میشد و سخت ناراحتکننده و کشنده و برای من غیرقابل تحمل بود. این ترس و وحشت پیروزی بعد را مطبوع میکرد.
در معرکه زندگی به امتحانات زیادی برخورد کردهام که از ترس فارغ نبود و در اکثر آن پیروزیهای درخشانی کسب کردهام و به نظر من سختتریسن امتحان من دوره 2 ساله جنگ و بزرگترین پیروزی من، پایداری و ثبوت من در راه حق و تحمل همه رنجها، شکنجهها و خطرها و پیروز شدن بر همه موانع ، فساد، کفر و جهل بود.
هیچ نظر! یکی از اولین.